بیماری سیاهک پنهان پاکوتاه گندم

عامل بیماری سیاهک پنهان پاکوتاه، قارچTilletia controversa kuhnمی‌باشد.دیواره‌های تلیوسپورهای این قارچ مشبک بوده و شبکه‌های آن سریعتر و عمیقتر ازتلیوسپورهایT.triticiمی‌باشد ویک پوشش ژلاتینی اطراف آن را فرا گرفته است. روشهای سرولوژیکی با استفاده از آنتی بادیهای منوکلونال برای تشخیص سریع، اختصاصی و قطعی تلیوسپورهای سیاهکها کاربرد دارند.

نشانه‌های این بیماری شبیه سیاهک پنهان است، با این تفاوت که اندازه بوته‌های آلودهبهT.controversaبه نصف تا یک چهارم طول بوته‌های سالم می‌رسد و در ضمن تعداد پنجه‌های آن نیز بطور غیرعادی افزایش می‌یابد.

در سیکل بیماری، تلیوسپورهای خاکزی، مهمترین منبع آلودگی اولیه محسوب می‌شوند و مدت 8 تا 10 سال در خاک، قدرت حیات خود را حفظ می‌کنند. این اسپورها معمولاً از اواخر آذرماه تا نیمه اول اردیبهشت‌ماه، در سطح خاک و یا نزدیک به آن جوانه زده و گیاهچه‌ها و پنجه‌های جوان و حساس گندم را در حین خروج از خاک مورد حمله قرار می‌دهند. حساسترین مرحله آلودگی در پاییز زمانی است که بوته‌ها در آغاز مرحله قبل از پنجه‌زنی بوده و یا 2 تا 3 پنجه در آنها ظاهر شده است. جوانه زدن تلیوسپورها در خاکتدریجی و طولانی بوده و در حرارت مناسب 3 تا 8 درجه سانتی گراد ، در جوار رطوبت و اکسیژن کافی، 12-10 هفته به طول می‌انجامد.

 

مبارزه

سیاهک پنهان پاکوتاه یکی از بیماریهای مهم و در حال گسترش گندم در استان کردستان است که در سالهای سرد و پربرف، در مناطق مرتفع استان شدت یافته و خسارت آن به حد اقتصادی می‌رسد. به منظور اثر چند سم ضدعفونی ‌کننده بذر شامل Bitertanol(S39) ، Difenoconazol(30FS),Difenoconazol(WS3%) ،Triadimenol(7.5%) و Tiabensazol(WP60) و همچنین مطالعه اثر زمان کاشت در کارایی این سموم، آزمایشی طی دو سال زراعی در این استان انجام گرفت. شمارش خوشه‌های آلوده در هنگام برداشت و مقایسه میانگین داده‌های دو ساله نشان داد، با وجود پایین بودن درصد آلودگی در سال اول ، فرمولاسیونهای FS30 و WS3% مربوط به قارچکش  Difenoconazolبطور موثر بیماری را کنترل نموده وبا شاهد و سایر قارچکشها تفاوت داشتند. بررسی اثر زمان کاشت نیز نشان داد، در تاریخ کاشت اول نسبت به دوم میزان آلودگی بیشتر بوده و از لحاظ آماری بین آنها تفاوت کامل معنی‌دار وجود داشت (بهرامی کمانگر و همکاران،1381).

/ 0 نظر / 65 بازدید