بیماری پاخوره گندم Take- all (جلسه چهارم)

 

نشانه‌های بیماری

در اثر آلودگی شدید، بوته‌ها کوتاه، زودرس و خوشه‌ها سفید و عقیم می‌شوند. علایم بیماری در مرحله شیری شدن دانه‌ها مشهورتر است. در آلودگی زودهنگام، بوته‌ها کوتاه، کمی زردرنگ بوده و تعدادکمی پنجه تولید میکنند. زودرسی سبب می‌شود،‌سنبله‌ها دارای دانه‌های چروکیده شده و در اثر رشد کپک دوده‌ای، تیره‌رنگ گردند. بوته‌های آلوده به آسانی از خاک بیرون آمده یا از محل طوقه می‌شکنند و ریشه چنین بوته‌هایی تنک، سیاه، کوتاه و ضخیم و ریشه‌ها محدود می‌شود، ولی در صورت رطوبت زیاد درفصل رشد، ‌سیاه‌شدگی ریشه‌ها به سمت طوقه و قاعده ساقه ادامه می‌یابد و در این قسمتها پوشش میسلیومی سطحی تیره و درخشنده‌ای، ساقه تا سطح زیر غلاف برگ را می‌پوشاند. چنانچه رطوبت ادامه داشته باشد، پریتسیوم‌های تیره‌رنگ روزنه‌دار روی غلافهای برگ که از میسلیوم پوشیده شده، بوجود می‌آید. ساقه‌های بیمار در قاعده ضعیف و گاهی ممکن است کج شده و روی زمین بیفتند.

 

چرخه بیماری

قارچ عامل بیماری در بوته‌های بیمار میزبان و در بقایای آنها دوام می‌آورد و هیف‌ها و آسکوسپورهای آن نقش اینوکلوم اولیه را ایفاد میکنند، هر چند آسکوسپورها از لحاظ اپیدمیولوژی از اهمیت کمتری برخوردار هستند. ریشه‌های گندم هنگام رشد در خاک، در اثر تماس با بقایای آلوده بیمار می‌شوند. پس از آنکه ریشه‌های گیاه بطور سطحی بوسیله هیف‌های قارچ مورد حمله قرار گرفت، هیف شفافی از زیر هیفوپودیوم در آن نفوذ می‌کند. آلودگی در فصل رویش اتفاق می‌افتد و حرارت مناسب برای آن 20-10 درجه سانتی‌گراد است و بنابراین در پاییز و اوایل بهار در طوقه و قاعده ساقه بیشتر پیشروی می‌کند.

این بیماری در خاکهای قلیایی و تاحدی خنثی، غیر حاصلخیز و فاقد زه‌کشی مناسب شدت دارد و درخاکهای مرطوب و جاهایی که زراعت گندم سه ‌چهارسال پی‌درپی و بطور مستمر انجام می‌شود، شدیدتراست.

 

مبارزه

یکی از بهترین روشهای کنترل این بیماری، اجرای تناوب با گیاهان غیر میزبان (گیاهان دولپه‌ای مانند نخود،‌ لوبیا و بقولات) می‌باشد. از بین بردن بقایای گندم و جو پس از برداشت با اجرای شخم عمیق و یا نیمه عمیق و نیز حذف کامل گندمهای خودرو نقش مهمی در کنترل بیماری ایفا می‌کنند.

فرمهای مختلف کودهای ازت‌دار نیز در افزایش یا کاهش شدت بیماری موثر می‌باشند. زارع و فصیحیانی (1381) تأثیر فرمهای مختلف ازت و مقادیر منگنز در شدت بیماری پاخوره گندم را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور آزمایشی در گلخانه با دو عامل فرمهای مختلف کود ازته (نیترات آمونیوم، سولفات آمونیوم، اوره و اوره پوشش‌ دار) و مقادیر متفاوت منگنز (0 ، 5 ، 10 و 20 میلی‌گرم در کیلوگرم) با چهار تکرار و چهارشاهد برای هر تیمار در یک طرح کامل تصادفی اجرا شد. درون گدانهای حاوی نیم درصد وزنی مایه تلقیح (بذور گندم کلونیزه شده بوسیله جدایه ایرانی قارچ Ggt) بذور گندم رقم مرودشت کشت و تیمارهای فوق‌ اعمال گردید. پس ازچهار ماه درصد آلودگی ریشه‌ها،‌ میزان کاهش طول، وزن خشک گیاه و وزن خشک دانه گیاهان آلوده در مقایسه با شاهد مورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج حاصل از تیمار فرمهای مختلف ازت بر روی بیماری پاخوره گندم نشان دادکه سولفات آمونیوم باعث کاهش و نیترات آمونیوم باعث افزایش بیماری گردیدند. تاثیر کودهای اوره و اوره پوشش‌دار برشدت بیماری درحد وسط کودهای فوق بوده و اوره پوشش‌دار مؤثرتر از اوره در کاهش بیماری عمل کرده است. نتایج یکسانی از تاثیر فرمهای مختلف ازت در دیگر شاخص‌های ارزیابی شده فوق بدست آمد. مقادیر متفاوت منگنز هیچ گونه تاثیر معنی‌داری در شدت آلودگی نداشتند و تنها درگیاهان تیمار شده با مقدار ppm 20 منگنز، درصد کاهش وزن خشک اندام هوایی و دانه کمتری مشاهده گردید.

به منظور کنترل بیولوژیکی بیماری پاخوره گندم توسط باکتریهای آنتاگونیست،‌182 جدایه باکتری از ریزوسفر گندم جداسازی گردید و به همراه 60 جدایه دریافتی از دیگر محققین، مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 38 جدایه بیشترین محدوده بازدارندگی را در مقابل قارچ عامل بیماری در آزمونهای درون ظرف پتری نشان دادند. از این تعداد، 11 جدایه موجب کاهش شدت علایم بیماری روی ریشه گیاهچه‌های گندم در آزمون سنجش لوله‌ای گردیدند. این جدایه‌ها با دو روش تیمار بذری و محلول پاشی در خاک در شرایط گلخانه‌ای مورد آزمون قرار گرفتند. شاخص‌های مورد بررسی شامل؛ شدت بیماری روی ریشه، ارتفاع بوته، وزن خشک ریشه،‌ وزن خشک اندام هوایی  و وزن خشک سنبله بودند. 7 جدایه در هر دو روش بطور معنی‌دار باعث کاهش شدت بیماری شدند. در مورد سایر شاخص‌ها، اختلاف معنی‌دار نسبت به شاهد (بدون تیمار با باکتری) مشهود بود. در روش تیمار بذری، تیمارهای مربوط به جدایههای Q18  ،B29 ،66 در مقایسه با بذور تیمار شده با قارچکش‌های بنومیل و مانکوزب در سطح 1% از نظر کاهش شدت بیماری اختلاف نداشتند و در روش محلول پاشی‌ در خاک، دو تیمار جدایه Q29 و قارچکش‌ بنومیل از این جهت در سطح 1% دریک گروه آماری قرار گرفتند و سایر تیمارهای باکتریایی در سطح آماری بعد قرار گرفتند. در مجموع به ترتیب جدایه‌های Q92 ،B29 ،66 و Q18 بهترین نتایج را از نظر تاثیر درکاهش شدت بیماری و نیزافزایش شاخص‌های مختلف رشدی در شرایط گلخانه‌‌ای نشان دادند. براساس نتایج آزمون فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی، جدایه Q92‌ به بیوار 5 و جدایه‌های 66  وQ18 به بیوار 1 از گونه Pseudomonas fluorescens تعلق داشتند و جدایه B29 درجنس Pseudomonas شناسایی گردید (صداقت فروهمکاران،1381).

در زمینهایی که کشت متوالی گندم انجام می‌گیرد، جمعیت عامل بیماری پاخوره و خسارت آن در سالهای سوم و چهارم کشت به بالاترین حد رسیده و از سال پنجم به بعد بیماری به شدت کاهش یافته و خسارت آن نیز به زیر آستانه زیان اقتصادی می‌رسد. این پدیده در اصطلاح، ‌پدیده افول‌ بیماری : (Take-all decline) نامیده شده و علت آن افزایش زیاد جمعیت آنتاگونیست‌ها در خاک می‌باشد و به همین دلیل به چنین خاکهایی، خاکهای بازدارند (Suppressive soil) گفته می‌شود. این پدیده و وجود چنین خاکهایی در مناطقی از ایران که بیماری پاخوره گندم در آنها دارای اهمیت است (استانهای مازندران، گلستان، فارس و مرکزی) نیاز به بررسی همه جانبه دارد.

/ 0 نظر / 75 بازدید